Skip to content


زن در آثار محمد محمدعلی

محسن بوالحسنی: فکر می کنم گاهی خواندن درباره خواندنی ها بهتر از خواندن خواندنی های دیگر است. ما همواره در خوانش های خودمان با اثر و متن رو به رو هستیم و آنچه می ماند یا نقد اثر/ متن است و یا رد شدن با احساسی از کنار آن متن. اما خیلی کم می رسیم به تحشیه نویسی که سنتی گویا فراموش شده است دیگر. یک زمانی یادم می آید که محمد حقوقی در مجموعه های شعر زمان جدول ترسیم کرده بود در مقدمه و می گفت این شاعر بسامد واژگانی اش در شعرها اینگونه است که فلان واژه چقدر تکرار شده است و فلان واژه چقدر و در نهایت می رسید به اینکه واژه ای مثل شب از واژگان کلیدی شعر کسی مثل فروغ است. خدای بلندمرتبه حقوقی را بیامرزد ولی این نگاه Continued…

Posted in ادبیات ایران, فرهیختگان.


روزهای خوب داستان

سرانجام، یخ جلسه‌های نقد کتاب در چند ماه آخر سال به مدد کتاب‌های قابل ‌تاملی که بالاخره مجوز انتشار گرفته‌اند، شکسته شده و می‌شود سرمست از این اتفاق بود که تقریبا هر روز هفته دلت بخواهد، بتوانی مخاطب یکی از این نشست‌ها باشی. جای دوری نمی‌خواهد برویم اصلا. همین هفته را می‌توان مثال زد که هر روزش جایی درباره کتابی تازه منتشرشده، جمعی در نقد آن حرف می‌زنند. در کنار این نشست‌ها به تدریج اما محفل‌های ادبی هم شکل می‌گیرند؛ محفل‌هایی که وقتی برقرار باشند، کتاب‌های تاییدگرفته از آنها، با اقبال مخاطب مواجه می‌شوند و این یعنی دلگرمی به رونق بازار کتاب. خوبی محفل‌ها و نشست‌ها این است که هرچه متنوع‌تر باشند، آسیب ماندن جمعی با سلایق محدود را می‌گیرد.

Posted in ادبیات ایران, فرهیختگان.


جشن آغاز نودمین سال زندگی‌احمد سمیعی گیلانی در شهر کتاب مرکزی:

تجربه زندگی تساهل را در من درونی کرده است
یک شنبه، ۱۱ بهمن‌ماه، در تالار اجتماعات شهرکتاب مرکزی تهران برنامه‌ای متفاوت برگزار شد: جشن آغاز نودمین سال زندگی احمد سمیعی گیلانی، پژوهشگر، مترجم، ویراستار و عضو فرهنگستان زبان و ادب فارسی. .
«می‌خواهیم در شادی اهل فرهنگ بیشتر سهیم باشیم و از این به بعد روز تولد دوستان را کنار یکدیگر جشن بگیریم. چندی است اخبار مربوط به تشییع جنازه‌ها و مراسم‌های ختم بیشتر شده و مدام خبرهایی از این دست به گوش‌مان می‌رسد. فکر کردیم کاری کنیم که در شادی‌ها نیز همدیگر را ببینیم.» Continued…

Posted in ادبیات ایران.


یاداشت مصفطی مستور برای سالینجر

سلینجر، با او موافق باشیم یا نباشیم، نویسنده بزرگی بود؛ نه تنها به خاطر داستان‌های برجسته و یا حتی نگاه ژرفش به زندگی، بلکه به خاطر نسبتش با نوشته‌هایش. جهان باید به خود مباهات کند که به رغم همه خشونت‌ها و آلودگی‌هایی که انسان امروز با بهانه و بی‌بهانه پدید می‌آورد، هنوز کسانی هستند که از این همه تباهی دچار تهوع شوند و به گوشه انزوا پناه ببرند. هولدن کالفیلد، سیمور گلس، ریموند فورد و فرنی تنها سایه‌هایی هستند از مردی که خود با سماجتی شصت ساله در سایه ایستاده بود تا از ورود به جهانی که در آن خشونت و کراهت، بدیهی و بلکه طبیعی و گاه ارزشمند نشان داده می‌شود، امتناع کند. خروج معنادار سلینجر از جهانی که خود بارها تاکید کرده بود جای خوبی برای زیستن نیست، او را در میانه خطی می‌نشاند که یک سوی آن سیمور گلس است و سوی دیگرش، Continued…

Posted in ادبیات جهان, فرهیختگان.


یاداشت محمد حسینی درباره «از چهارده سالگی می ترسم»

محمد حسینی:گوشی را که برداشتم، طوری صمیمانه گفت: «سلام. احوالی از ما نمی‌پرسی.» که جوانی ۱۲ سال پیشم رویش نشد، بگوید: «شما؟» گفتم و گفت تا ذره‌ذره به دیدار آمد. حسن محمودی بود. همان هفته پیش آشنا شده بودیم، در دفتر جواد جزینی که مجموعه‌داستان «کسی برای قاطر مرده گریه نمی‌کند» را از او دوسال پیش، پیش از فرستادن به اداره کتاب خوانده‌ام؛ مجموعه‌ای که اگر مجوز می‌گرفت و منتشر می‌شد، داستان جنگ مجموعه درخشان دیگری می‌یافت. یکی، دو هفته بعد، در همایشی، دوباره کنار هم بودیم. بنا بود من داستان کوتاه بخوانم و حسن قسمتی از رمانش را. رفت پشت تریبون و خواند: «آفتاب غروب است، کلاغ‌ها…» و خواند و خواند. قصه در قصه و همه با لحن و شیوه‌ای که بعد از این همه سال حی و حاضر توی ذهنم چرخ می‌زند. محمودی به طرزی غریب داستان‌پرداز است. با صمیمیتی می‌نویسد که گویی حرف می‌زند؛ و کدام نویسنده نمی‌داند، پس پشت ساده و صمیمی‌نویسی چه سختی‌ها نهفته است. «از ۱۴ سالگی می‌ترسم» تازه‌ترین کتاب منتشرشده محمودی است؛ همچنان قصه در قصه و همه با ترفندهایی شیرین، شاید برای کاستن از تلخی نهفته در پس قصه‌ها؛ تلخی هزاران هزار ساله‌مان. و چه خوشحالم که او هم در اولین قصه این مجموعه سنگ‌هایش را با زن آرمانی واکنده است. بی‌شک اینگونه انسانی‌تر است. و از ۱۴ سالگی می‌ترسم را چشمه منتشر کرده است.
«صبر ایوب و چند داستان دیگر» حسن محمودی هم آنجا است؛ روایتی نه متفاوت که از منظر غیررسمی و گاه ناگفته از جنگ، با ویژگی‌های دیگر آثار محمودی. و ناشر این سه، اگر به قول همبندی کاشانی سالیان جوانی شاملو، حولی بشود، ثالث خواهد بود.

Posted in درباره ی آثار من, فرهیختگان.


درباره «حکم، اثر کافکا و تئوری ادبیات»

تفسیرناپذیر

علی‌اصغر حداد: همکار عزیزم خانم الیزابت پارسا لطف دارد و معمولا کتاب‌های تازه‌رسیده‌ای که می‌داند مورد علاقه‌ من است، یکی‌، دو هفته قبل از چیدن در قفسه عمومی کتابخانه‌، چند روزی در اختیارم می‌گذارد. آخرین کتابی که به لطف ایشان به دستم رسید و توانستم صفحاتی از آن را مطالعه کنم، Continued…

Posted in ادبیات جهان, فرهیختگان.




SEO Powered by Platinum SEO from Techblissonline