آدم و حوا |

وب نوشت حسن محمودی
خوراک RSS

چرت زدن در سالن سینما، لذتی که دوباره تجربه اش کردم

دوشنبه ۱۷ اسفند ۱۳۸۸

up را بارها و بارها تماشا کرده ام و هر بار در کف ایده ی فوق العاده ی آن مانده ام و بعد قفسه ی درد را بیشتر از آواتار دوست داشتم و چقدر حال داد که هر دو برنده های اسکار بودند.

همین روزها دو فیلم از سینمای ایران در سالن سینما دیدم. خیلی وقت بود که تولیدات سینمای ایران را از طریق سوپرمارکت نبش میدان گلستان دنبال می کردم و کمتر پیش می آید که افسوس بخورم چرا تماشای این فیلم را بر پرده ی بزرگ سینما در زمان اکرانش از دست داده ام و اما این روزها به رنگ ارغوان را دیدم و طهران تهران را و هنگام تماشای هر دو فیلم به یاد لذت چرت زدن در سالن سینما افتادم. چیزی که درخانه هنگام تماشای فیلم های خانگی از دست می دهی. در سالن سینما برخی اوقات چاره یی جز چرت زدن در هنگام تماشای فیلم نداری، در حالی که در خانه می شود همان جا دستگاه نمایش فیلم را خفه کرد و هرچقدر که دلت خواست خوابید.


شما خبر دارید چه بر سر کافه فردوسی آمده؟

چهارشنبه ۲۷ آبان ۱۳۸۸

محمود دولت آبادی:

کافه‌های امروزی نوع دیگری از قهوه‌خانه‌های سنتی دیروزی هستند. زمانی که مملکت مرزهای معینی پیدا کرد (آغاز دوران صفویه) قهوه‌خانه‌ها یکی از عناصر عمده زندگی اجتماعی بودند؛ مکانی که هم محل رفت‌وآمدهای تجاری و حرکت کاروان‌ها بود و هم محل استراحت، گفت‌وگو و تفاهم.این سنت ادامه پیدا کرد و برای سرگرمی قهوه‌خانه‌نشینان نقل و نمایش هم باب شد؛ نقل‌های حماسی و شاهنامه‌خوانی. این مسیر تا دوران کودکی من در شهرستان‌ها ادامه داشت و حتی من با پدرم به این قهوه‌خانه‌ها رفته بودم، اما مشاهده ادامه مطلب » شما خبر دارید چه بر سر کافه فردوسی آمده؟


فیلمی که ارزش چند‌بار دیدن دارد

سه شنبه ۵ آبان ۱۳۸۸

لیلی گلستان:تقریبا ده روز است که «کپی‌ برابر اصل» کیا‌رستمی را در ایتالیا دیدم و تمام این مدت به این فیلم فکر می‌کنم و تاثیر عجیبی روی من گذاشته است.این قصه و نوع ساخت تنها به کیارستمی اختصاص دارد و فیلمی شاهکار است. بازی ژولیت بینوش فوق‌العاده خوب است. سناریو و گفت‌وگوها به شدت تاثیر‌گذار و دیالوگ‌هایی که بین زن و مرد ردوبدل می‌شود به شدت روانشناسی شده است و نشان می‌دهد کارگردان (عباس کیارستمی) یک روانشناس درجه یک است و مسائل بین زوج‌ها را به خوبی می‌شناسد. وقتی فیلم را ببینید خود متوجه خواهید شد که فیلم خیلی حس و حال دارد و برای مخاطب ملموس است و هیچ چیز سوررئالیستی نیست، در حالی که قصه داستانی سوررئال دارد. به اصطلاح یک قصه غیر‌ممکن است که همه چیز در آن ممکن شده. فیلمی بسیار احساساتی با قصه غریبی که تنها از دست کیارستمی برمی‌آید اینچنین فیلمی بسازد. «کپی برابر اصل» فیلمی است که ارزش چند بار دیدن را دارد.


طراحی شده توسط BPL و PRT. آماده شده برای وردپرس فارسی توسط پی‌سی دیزاین.