آدم و حوا |

وب نوشت حسن محمودی
خوراک RSS

شبِ ممکن

شنبه ۱۳ شهریور ۱۳۸۹

نشست هفتگی شهرکتاب در روز سه‌شنبه ۱۶ شهریور ساعت ۱۶:۳۰ به نقد و بررسی رمان «شب ممکن» نوشته‌ی محمدحسن شهسواری اختصاص دارد که با حضور یونس تراکمه، امیرعلی نجومیان، کامران سپهران و محمدحسن شهسواری در مرکز فرهنگی شهرکتاب واقع در خیابان شهید بهشتی، خیابان شهید احمد قصیر، نبش کوچه‌ی سوم برگزار می‌شود و ورود برای علاقه‌مندان آزاد است.


کمی درباره ی « سایه اش دیگر زمین را سیاه نخواهد کرد»

جمعه ۱۲ شهریور ۱۳۸۹

زمانی که سعید سبزیان، مترجم و منتقد گرامی، برای حضور در نشست نقد و بررسی « سایه اش دیگر زمین را سیاه نخواهد کرد» تماس گرفت، راستش کتاب را هنوز نخوانده بودم. گذاشته بودمش در قفسه ی آثار منتشر شده در سال ۸۹ تا سر فرصت بخوانمش. کتاب قبلی نوش آذر را اما دوست داشتم و تماس سعید سبزیان باعث شد تا بی درنگ، دعوتش را قبول کنم. جلسات سعید سبزیان دردانشگاه تهران ظاهرا دیگر برگزار نمی شود و حالا او تصمیم گرفته تا کارش را در جایی تازه پی بگیرد. بعدش مشاهده ادامه مطلب » کمی درباره ی « سایه اش دیگر زمین را سیاه نخواهد کرد»


«صبرایوب» خوانی در عصر روشن

جمعه ۵ شهریور ۱۳۸۹

محمد هاشم اکبریانی بود که یکی دوهفته پیش زنگ زد برای داستان خوانی در نشست عصر روشن. خبرهای مربوط به نشست های عصر روشن را دنبال می کردم و همین مرا سرذوق آورد ازاین که دعوت می شوم برای داستان خوانی. پنج شنبه ها روز تعطیل ما جماعت روزنامه نگار است. اصلا دوست ندارم پنچ شنبه ها بی خیال زندگی ادبی و مطبوعاتی ام. اختصاص دارد تماما به خانواده. بچه ها دمغ بودند که داشتم می روم نشست مشاهده ادامه مطلب » «صبرایوب» خوانی در عصر روشن


«سایه‌اش دیگر زمین را سیاه نخواهد کرد» نوش‌آذر نقد می‌شود

چهارشنبه ۳ شهریور ۱۳۸۹

کتاب رمان «سایه‌اش دیگر زمین را سیاه نخواهد کرد» نوشته‌ی حسین نوش‌آذر نقد می‌شود. به گزارش بخش کتاب خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)،‌ نشست نقد این رمان ساعت ۱۷ روز یکشنبه (هفتم شهریورماه) با حضور مشیت علایی، حسن محمودی و الاهه دهنوی برگزار می‌شود. این جلسه نخستین جلسه از سلسله نشست‌های کاربست نظریه‌های ادبی و جامعه‌شناختی است که در مرکز تحقیقات جامعه‌شناسی راهبرد پیمایش برگزار می‌شود. «سایه‌اش دیگر زمین را سیاه نخواهد کرد» بهار امسال از سوی انتشارات مروارید منتشر شده است. محل برگزاری نشست یادشده، میدان ولی عصر، بلوار کشاورز، بعد از تقاطع فلسطین، خیابان کبکانیان، کوچه‌ی فرگاه، پلاک ۳ است.


یک تشکر ویژه

دوشنبه ۱ شهریور ۱۳۸۹

زمانی که شنیدم روزنامه همشهری در سری مجلات خود قرار است همشهری داستان منتشر کند، فکر نمی کردم این قدر زمان بخواهد تا بلاخره بشود از یکی از این شماره ها خوشت بیاید. شماره ۵۶ داستان همشهری را می گویم. حسابش را بکنید که برای خواندن یک شماره ی خوب و پربار، البته با رعایت تمامی احوالات، ۵۶ شماره، یعنی بیشتر از ۶۰ ماه صبرکنیم. اصل حرف این است که همشهری داستان تبدیل شده است به مجله یی خواندنی. دست شان درد نکند و پایدار باشند. نمی خواهم بگویم شماره های پیشین هیچ خوب نبوده اند، اما لااقلش این است که هنر ارایه ی مطالب شان را داشته اند. باز هم دست شان درد نکند.


دفتر انجمن ایران شناسی کهن دژ

شنبه ۳۰ مرداد ۱۳۸۹

چهارمین نشست ماهانه ی کارگاه داستان با شرکت جمعی از داستان نویسان استان همدان و با حضور ساعد .ا. احمدی داستان نویس و شاعر برگزار گردید
در این نشست پس از خواندن سه داستان از سه نویسنده جوان , شرکت کنندگان به نقد و بررسی این آثار پرداختند و در پایان آقای ساعد احمدی ضمن ارائه نقطه نظرات خود با اشاره به مسائل داستان نویسی معاصر در ایران و مقایسه آن با جهان ادبی نویسندگان غرب با در نظر گرفتن چهارچوب های ادبیات داستانی به نقد ساختاری و محتوایی داستانها و جمع بندی و دیگر نظرات ارئه شده پرداخت این برنامه مطابق روال ماه های گذشته در آخرین پنج شنبه هر ماه از ساعت۵ عصر تا ۹ شب در« دفتر انجمن ایران شناسی کهن دژ» برگزار گردید


نگاهی به مجموعه داستان «از چهارده سالگی می‌ترسم »

جمعه ۲۹ مرداد ۱۳۸۹
افسانه‌های کودکی که در باران گم شد

پوریا سوری: «هزار و یکمین بلای ناخوشایند و باور نکردنی در خانواده اجدادی پرویزی، بر من که طبق شجره نامه به جا مانده، پانصد و هفتاد و سومین پسرشان هستم نازل می‌شود. پرویزی‌ها از سال‌ها پیش منتظر اتفاق ناخوشایند و دور از ذهن هزار و یکمین هستند» و همه این رمز آلودگی آمیخته به کلمات، ابتدای داستان «دیشب توی باران گم شدیم» اثر حسن محمودی است که در مجموعه داستان «از چهارده سالگی می‌ترسم » منتشر شده است. مجموعه‌ای که هر داستانش وهمی را با خود دارد که همه ما دوران مختلفی از زندگی مان را با آن سپری کرده ایم.
مشاهده ادامه مطلب » نگاهی به مجموعه داستان «از چهارده سالگی می‌ترسم »

دعوت به خواندن « بخور ونمیر» پل استر

سه شنبه ۲۶ مرداد ۱۳۸۹

اگراز برخی مخالف خوانی های نقادانه درباره ی آثار پل استر در ایران صرف نظر کنیم، این نویسنده آمریکایی به شهادت علاقه ی روز افزون مترجمان وناشران آثارش و تجدید چاپ های متعدد کتاب هایش یکی از پرطرفدارترین نویسندگان معاصر در این گوشه از جهان است. پل استرخوانی سالیان سال است که به یکی از عادت های منظم جماعت کتابخوان ایرانی  تبدیل شده است، آن قدرکه ترجمه ی هر کتاب تازه اش برای خیلی از ماها یک اتفاق است. برخی ازاین اتفاق ها به طور اساسی به مذاق مان خوش می آید، اتفاق هایی هم هستند که کمی توی ذوق مان می زند. عادت مان شده که همه ی کتاب های نویسنده ی محبوب مان یک اتفاق باشد و به این راحتی ها هم قرار نیست کوتاه بیاییم. چیزی که کارمترجم را سخت می کند و وسواس به جان ناشر می اندازد. برخورد خلاقانه ی نویسنده و چگونگی پرورش ایده ی نابی که استر در هر کتاب با داستان دارد، هر بار شکل جدیدی از لذت بردن به همراه اندیشیدن را تحویل مخاطب می دهد.استر داستان را در هر کتاب به گونه یی پیش می برد که گویی مخاطب برای بار اول به طور تصادفی با نویسنده اش برخورد می کند. آخرین کتابی که از این نویسنده آمریکایی خوانده ام، شرح شکست های نویسنده به قلم خودش است. من ترجمه دوم این کتاب را، با عنوان« بخور و نمیر» خوانده ام. کار مهسا ملک مرزبان است و نشر افق آن را منتشر کرده است. از اول تا آخر کتاب را که می خواندم، کنجکاو به دنبال رد پایی از شخصیت های آثار استر بودم. دلم می خواست ببینم ماجرای کتاب های او از کجا آب می خورد. هر صفحه یی را که ورق می زدم، منتظر نشانه های مد نظرم بودم. این کند و کاو تا صفحه ی آخر راه به جایی نبرد. استر برخوردی تازه با مخاطب کتابش داشت. نه تنها تصوراتم را نسبت به خودش و دنیایش عوض کرد، بلکه ذهنیتم را درباره ی جهان حرفه یی یک نویسنده با مخاطب میلیونی بهم ریخت. :« از ابتدا تنها بلندپروازی ام، نویسنده شدن بود. این را از همان شانزده- هفده سالگی می دانستم، هیچ وقت هم خودم را اغفال نکردم که فکر کنم می توانم از این راه امرار معاش کنم. نویسنده شدن، مثل دکتر یا پلیس شدن، تصمیم شغلی نیست. بیش تر انتخاب می شوید تا انتخاب کنید، اگر این واقعیت را بپذیرید که به درد کار دیگری نمی خورید، باید برای پیمودن راهی طولانی و سخت که تا آخر عمر ادامه دارد، خودتان را آماده کنید. مگر آن که محبوب خدایان، از آب در بیایید و بدا به حال کسی که روی این مسئله حساب کند، این کار هیچ وقت آن قدر سودی ندارد که تامین تان کند و چنانچه فقط بخواهید تا برای پرداخت صورت حساب های تان به کاردیگری بپردازید.»  پل استر با زبانی طنز آمیز، شوخ وسحرآمیز شرحی از شکست های خود را تا رسیدن به دنیای حرفه یی اش شرح می دهد. همین نویسنده یی که لابد در تصورات مان آدم بسیار خوش شانسی است، بدبیاری های زندگی اش را برای باقی بودن روایت می کند. او تا دلتان بخواهد دست به کارهای عجیب وغریب می زند. «بخور و نمیر» گرچه قرار بود یک بیوگرافی از نویسنده ی محبوبم باشد، به مثابه ی اثری داستانی عمل کرد. این بار هم شخصیت اصلی او آدمی بود که دوباره به طور اتفاقی از نو با آن مواجه می شدم.


طراحی شده توسط BPL و PRT. آماده شده برای وردپرس فارسی توسط پی‌سی دیزاین.