<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
		>
<channel>
	<title>دیدگاه‌ها برای: متن کامل بیانیه‌ی هیأت داوران دهمین دوره‌ی جایزه‌ی نویسندگان و منتقدان مطبوعات</title>
	<atom:link href="http://www.adamohava.ir/blog/?feed=rss2&#038;p=621" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://www.adamohava.ir/blog/?p=621</link>
	<description>وب نوشت حسن محمودی</description>
	<lastBuildDate>Fri, 03 Sep 2010 19:34:36 +0000</lastBuildDate>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=3.0.1</generator>
	<item>
		<title>با: مینا</title>
		<link>http://www.adamohava.ir/blog/?p=621&#038;cpage=1#comment-79</link>
		<dc:creator>مینا</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.adamohava.ir/blog/?p=621#comment-79</guid>
		<description>جالبه . من خودم کار روزنامه نگاری می کنم. در زمان های بیکاری شرکت تصمیم گرفتم  باهمکارم کتاب بخوانیم. یک نفر بخواند دیگری گوش کند. تادرست خوانی وسرعت خواندمان هم خوب شود . چیزی که خیلی بین مردم درست اجرا نمی شود.
این کتاب احتمالا گم شده ام را برای اولین کتاب پیشنهاد دادم . چون نقد های زیادی روی ان نوشته شده بود. 
من تا اخرش را خواندم . اما بارها شد که همکارم و حتی خودم به شدت عصبی میشدیم از دست نوشته هایش. 
 خودم با بخش هایی از کتاب  بسیار ارتباط خوبی برقرار کردم . 
اما همکارم حتی  حاضر نشد که حدود 20 صفحه اخر کتاب رو بخونه . می گفت مزخرفه.
بعدش عقیده اش محکم شد که شما روزنامه نگارها با این همه نقد هایی که روی کتاب نوشتین  معلوم میشه که افکارتون مثل مردم عادی نیست . من یه ادم معمولی هستم . مگه چند تا منتقد میخواد کتاب رو بخونه  همون 2000 تا نسخه رو بیشترش رو مردم اهل داستان می خونن . مگه ما  2000 تا  منتقد روزنامه نگار داریم؟  
من برای شما و هر کس که نظرات رو می خونه فقط خواستم بگم که نگاه  یک ادم عادی که بسیا رهم  رمان و داستان می خوند به این کتاب این گونه بود.  و به اصرار و خواهش من فقط حاضر شد  انتهای داستان رو بشنوه. 
شاید راست می گه از یه نگاه که منتقد دیدش با  امیال  رایج بین مردم بسیار متفاوته.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<img src="http://www.adamohava.ir/blog/wp-content/plugins/user-agent-displayer/img/24/net/msie.png" alt="MSIE 6.0" title="MSIE 6.0" onclick="display_uad(79);" onmouseout="hide_uad(79);" height="" width="" /><img src="http://www.adamohava.ir/blog/wp-content/plugins/user-agent-displayer/img/24/os/windows.png" alt="Windows XP" title="Windows XP" onclick="display_uad(79);" onmouseout="hide_uad(79);" height="" width="" /><div id="useragents79" style="display:none;direction:rtl;text-align:left;"><b>User Agent:</b> Mozilla/4.0 (compatible; MSIE 6.0; Windows NT 5.1; SV1; InfoPath.2)</div><p>جالبه . من خودم کار روزنامه نگاری می کنم. در زمان های بیکاری شرکت تصمیم گرفتم  باهمکارم کتاب بخوانیم. یک نفر بخواند دیگری گوش کند. تادرست خوانی وسرعت خواندمان هم خوب شود . چیزی که خیلی بین مردم درست اجرا نمی شود.<br />
این کتاب احتمالا گم شده ام را برای اولین کتاب پیشنهاد دادم . چون نقد های زیادی روی ان نوشته شده بود.<br />
من تا اخرش را خواندم . اما بارها شد که همکارم و حتی خودم به شدت عصبی میشدیم از دست نوشته هایش.<br />
 خودم با بخش هایی از کتاب  بسیار ارتباط خوبی برقرار کردم .<br />
اما همکارم حتی  حاضر نشد که حدود ۲۰ صفحه اخر کتاب رو بخونه . می گفت مزخرفه.<br />
بعدش عقیده اش محکم شد که شما روزنامه نگارها با این همه نقد هایی که روی کتاب نوشتین  معلوم میشه که افکارتون مثل مردم عادی نیست . من یه ادم معمولی هستم . مگه چند تا منتقد میخواد کتاب رو بخونه  همون ۲۰۰۰ تا نسخه رو بیشترش رو مردم اهل داستان می خونن . مگه ما  ۲۰۰۰ تا  منتقد روزنامه نگار داریم؟<br />
من برای شما و هر کس که نظرات رو می خونه فقط خواستم بگم که نگاه  یک ادم عادی که بسیا رهم  رمان و داستان می خوند به این کتاب این گونه بود.  و به اصرار و خواهش من فقط حاضر شد  انتهای داستان رو بشنوه.<br />
شاید راست می گه از یه نگاه که منتقد دیدش با  امیال  رایج بین مردم بسیار متفاوته.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: ...</title>
		<link>http://www.adamohava.ir/blog/?p=621&#038;cpage=1#comment-77</link>
		<dc:creator>...</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://www.adamohava.ir/blog/?p=621#comment-77</guid>
		<description>پیمان اسماعیلی و مهسا محب علی از دوستان نزدیک شما ، داوران هستند . واقعا که شرم آور است ! چه داورهایی چه قضاوتهایی! بدا به حال ادبیات ایران...</description>
		<content:encoded><![CDATA[<img src="http://www.adamohava.ir/blog/wp-content/plugins/user-agent-displayer/img/24/net/msie.png" alt="MSIE 6.0" title="MSIE 6.0" onclick="display_uad(77);" onmouseout="hide_uad(77);" height="" width="" /><img src="http://www.adamohava.ir/blog/wp-content/plugins/user-agent-displayer/img/24/os/windows.png" alt="Windows XP" title="Windows XP" onclick="display_uad(77);" onmouseout="hide_uad(77);" height="" width="" /><div id="useragents77" style="display:none;direction:rtl;text-align:left;"><b>User Agent:</b> Mozilla/4.0 (compatible; MSIE 6.0; Windows NT 5.1; SV1)</div><p>پیمان اسماعیلی و مهسا محب علی از دوستان نزدیک شما ، داوران هستند . واقعا که شرم آور است ! چه داورهایی چه قضاوتهایی! بدا به حال ادبیات ایران&#8230;</p>
]]></content:encoded>
	</item>
</channel>
</rss>
