حالا این بماند که من شهرستانی ام. نه در کلان شهرـ که در کرانة کوچکی از یک شهرستان زندگی می کنم. به همین سبب کتاب خیلی دیر به دستم می رسد. اما گاهی بخت یارم می شود و از میان کتاب هایی که خریداری می کنم، چند اثر بسیار خوب نصیبم می شود. از جمله همین رمان کافکا در کرانه.
داستان مربوط می شود به نوجوانی که نامش کافکا تامورا است، پانزده ساله است که مادرش به همراه دختر خواندة خانواده، پدرش را ترک گفته و رفته است. کافکا هم درست روز تولدش از خانة پدری پیکر تراش و معروف می گریزد. در حالی که نفرین پدر همچون ماجرای ادیپ شهریار پشت سرش است. او با شتاب به سوی این سرنوشت مقدر شده پیش می رود و راه گریزی از آن نیست. مشاهده ادامه مطلب » دعوت احمد بیگدلی به خواندن کافکا در کرانه
دعوت احمد بیگدلی به خواندن کافکا در کرانه
ارسال شده توسط حسن محمودی | در فرهیختگان چهارشنبه ۹ دی ۱۳۸۸منتخبان جایزه منتقدان و نویسندگان مطبوعاتی به چاپ های بعدی رسیدند
ارسال شده توسط حسن محمودی | در فرهیختگان سه شنبه ۸ دی ۱۳۸۸تنها چند روز بعد از انتخاب « تمام زمستان مرا گرم کن» علی خدایی به عنوان بهترین مجموعه داستان دهه از سوی جایزه ادبی منتقدان و نویسندگان مطبوعاتی بود که چاپ دوم این کتاب به ناگهان تمام شد و خبر آمد که چاپ سوم آن با طرح جلد جدید در چاپخانه است و از سوی دیگر« کتاب آذر» سومین مجموعه داستان همین نویسنده در لیست پرفروش های هفته قرار گرفت. و باز هم در همان روزهای نخست اعلام نام « نگران نباش» مهسا محب علی به عنوان بهترین رمان سال از سوی جایزه ادبی منتقدان و نویسندگان مطبوعاتی بود که خبر آمد چاپ سوم آن تمام شد و چاپ چهارم کتاب با استقبال قابل توجه مخاطبان ادبیات داستانی روبه رو شد. و اما طبق گزارش های رسیده، کتاب « برف و سفمونی ابری» پیمان اسماعیلی، مجموعه داستان منتخب جایزه ادبی نویسندگان و منتقدان ادبی به عنوان کتاب سال، با اقبال خوب مخاطبان روبه رو شده است و از قرار معلوم همین روزها باید شاهد چاپ سوم آن باشیم. از دیگر سو، رمان« همنوایی شبانه ارکستر چوبی» رضا قاسمی بار دیگر در فهرست پرفروش ها در بازار کتاب قرارگرفته است. این کتاب نیز از سوی جایزه ادبی منتقدان و نویسندگان مطبوعاتی به عنوان رمان برتر دهه ی اخیر انتخاب شده است.
دعوت رضا قیصریه به خواندن کتاب «مردی که ساکسیفون شد»
ارسال شده توسط حسن محمودی | در فرهیختگان دوشنبه ۷ دی ۱۳۸۸
مدرنیسم ادبی روایی ایران هنوز با سوررئالیسم و نمادگرایی اختوجور نیست. نویسندگان ایران غیر از صادق هدایت در بوف کور، بهرام صادقی در ملکوت و غزاله علیزاده در پیوندهای ناگسستنی کمتر با این گونه ادبی کنار آمدهاند. شاید از آن جهت که اصولا شناخت درستی از این جریان ادبی- هنری زاده دکارتیسم و زمینههای تاریخی اجتماعی آن بهخاطر عدم شناخت از نقد ادبی نداشتهاند و در نتیجه نوعی رئالیسم اجتماعی را ترجیح دادهاند.
مشاهده ادامه مطلب » دعوت رضا قیصریه به خواندن کتاب «مردی که ساکسیفون شد»
عجایب نامه ایرانی
ارسال شده توسط حسن محمودی | در درباره ی آثار من پنجشنبه ۳ دی ۱۳۸۸علی اصغر سیدآبادی
«از ۱۴ سالگی می ترسم» تازه ترین مجموعه داستان حسن محمودی فضایی عجیب و غریب دارد؛ فضایی که در آن واقعیت و خیال برای خواننده در هم می آمیزد، اما برای راوی و شخصیت هایی که در آن فضا زندگی می کنند، این به هم ریختگی عین واقعیت است و تمام آن عناصری که از دنیای خیال و توهم و مرگ به دنیای واقعی سرک می کشند هم جزیی از دنیای واقعی اند. اگر از تجربه های ایرانیان در تالیف متن هایی که تحت عنوان عجایب نامه ها منتشر شده است، آگاه نباشیم یا با فرهنگ و باورهای عامه آشنایی نداشته باشیم، شاید گمان کنیم این مجموعه تحت تاثیر نویسندگانی چون مارکز و فاکنر نوشته شده است، اما اهمیت مجموعه تازه محمودی در این است که او تجربه یی ایرانی ارائه کرده است.
در سال های دهه ۶۰ که تب رئالیسم جادویی محافل ادبی ایران را فرا گرفته بود و نویسندگان امریکای لاتین سرآمد نویسندگانی بودند که از روزنه تنگ ترجمه آن روزها به دنیای زبان فارسی راه می یافتند، در رمان ها و داستان های نویسندگان ایرانی نیز ردپای این ادبیات به چشم می خورد. در میان نویسندگان ایرانی کسانی چون منیرو روانی پور می کوشیدند تجربه نویسندگان امریکای جنوبی را با باورهای عامیانه جنوب ایران تلفیق و شکلی بومی از آن ارائه کنند. حالا با اینکه هنوز نویسندگان امریکای لاتین در میان کتابخوانان ایرانی پرطرفدارند، اما آن تب فرونشسته است و نویسندگان ایرانی نیز چندان تمایلی به تکرار آن تجربه ندارند و حتی شاید در مقاطعی نویسندگان ایتالیایی و فضای فانتزی آثار آنان نویسندگان ایرانی را بیشتر جذب کرده است، ولی کماکان این پرسش بر جای خود باقی است که چگونه می توان در بستر فرهنگ ایرانی به نمونه هایی از ادبیات فانتاستیک یا سوررئال یا تجربه هایی مشابه رئالیسم جادویی دست زد؟ این سوال برای این اهمیت دارد که چنین تجربه هایی- چه تجربه های نویسندگان امریکای جنوبی و چه تجربه نویسندگان ایتالیایی و چه تجربه های خاص نویسندگانی از محیط های جغرافیایی دیگر- حاصل نوعی زندگی است و نه صرفاً یک تجربه شکل گرایانه و این تجربه ها وقتی از محیط جغرافیایی و زبانی به محیط جغرافیایی و زبانی ما منتقل می شد و می شود، معمولاً به شکل تجربه هایی صرفاً شکل گرایانه مورد توجه قرار می گیرد. برای پاسخ دادن به چنین پرسش هایی برخی از کارشناسان، ما را به سرچشمه های ایرانی چنین تجربه هایی ارجاع می دهند. چند سالی است که به کتاب های عجایب نامه های ایرانی توجه می شود. شاید این توجه با بازخوانی جعفر مدرس صادقی از این یکی از عجایب نامه ها از محیط های خاص آکادمیک و متن پژوهی و فرهنگ عامه به محیط های ادبی معاصر هم راه یافته باشد. در روزهای اخیر نیز کتابی از پرویز براتی در این زمینه منتشر شده است که در آن دوره شناسی و شکل شناسی عجایب نامه ها بررسی شده و یکی از عجایب نامه های متعلق به قرن هفتم منتشر شده است. در عجایب نامه یی که ضمیمه این کتاب است، مجموعه یی از باورها و روایت ها و خرده روایت هایی را می خوانیم که عجیب و غریب هستند و با منطق زندگی واقعی قابل باور نیستند. یکی از عناصر مهم در مجموعه «از ۱۴سالگی می ترسم» توجه به باورها و عجایبی است که در زندگی مردم وجود دارد و تبدیل اینها به عناصر داستانی است. محمودی در این تجربه حتی اگر گوشه چشمی به تجربه نویسندگان امریکای جنوبی یا ایتالیایی هم داشته باشد، نتیجه کارش هم از نظر زبان و هم نحوه روایت متفاوت از آنان شده است. در داستان های او خرده ریزه هایی از عجایب که در زندگی مردم وجود دارد، گسترش یافته و گاهی تمام فضای داستان را تحت تاثیر قرار می دهند. عشق و مرگ یا به عبارتی دیگر معشوقان و مردگان کانون این عجایب هستند که به همین راحتی که می توانند مرزهای زمان را درنوردند، مرزهای جغرافیایی را نیز درمی نوردند و به آسانی می توانند به هیئت واقعیت در خیابانی در تهران بر شخصیت اصلی ظاهر شوند. تلفیق دو فضای زندگی (تهران و یکی از شهرستان ها) که در یکی هنوز باورهای اینچنینی وجود دارد و در دیگری نه و ظهور عناصری از یک فضا در فضای دیگر بر فردی که مهاجرت کرده است، به خوبی صورت گرفته است. همین ها وجه متفاوت این مجموعه است با همه مجموعه هایی که شخصیت های بی حال و حوصله اش پا را از محیطی تنگ بیرون نمی گذارند و همه شبیه هم فکر می کنند و شبیه هم دلگیر می شوند و شبیه هم حرف می زنند. این مجموعه نسبت به فضاهای جاری در داستان های ایرانی فضایی تازه تر دارد و زبانی تازه تر؛ زبانی که در آن توصیف کمرنگ است و همه بار داستان بر دوش شخصیت و باورهای عجیب و غریبی است که شخصیت ها را فراگرفته است و نمودهایی واقعی از آن باور در کوچه و خیابان. این نیز- چه آگاهانه باشد و چه ناآگاهانه- متاثر از نثر و زبان داستان های عامیانه و به خصوص داستان های عجایب و غرایبی است؛ نثری که بیشتر با دادن اطلاعات داستان را پیش می برد تا توصیف. اما با کنار هم چیدن همین اطلاعات فضا نیز ساخته می شود؛ فضایی که همه داستان ها را به هم پیوند می دهد و به مجموعه انسجام می بخشد.
چاپ شده در اعتماد
«از چهارده سالگی می ترسم »به روایت نسل سوم
ارسال شده توسط حسن محمودی | در درباره ی آثار من چهارشنبه ۲ دی ۱۳۸۸همان ترس قدیمی
حسن محمودی در سومین کتابش مجموعه «داستان از چهارده سالگی می ترسم» داستان هایی را انتخاب کرده است که مملو از اتفاقات ریز و درشت است. اتفاقاتی که در دنیای واقعی و اسطوره یی با هم می افتد. داستان ها و افسانه های قدیمی در کنار هم جمع شده اند و از هر کدام بخشی انتخاب شده است. آن ها امروزی شده اند و داستان های حسن محمودی شکل گرفته اند. شما این اتفاقات را باور می کنید. مهم نیست قصه ماهیگری باشد که یک کوزه از آب پیدا می کند با دیو دورون آو یا پسری باشد که مادرش گفته تو طلسم شده یی. مشاهده ادامه مطلب » «از چهارده سالگی می ترسم »به روایت نسل سوم
از سلیمان نبی تا زیرزمین خانه ننهآقا
ارسال شده توسط حسن محمودی | در درباره ی آثار من سه شنبه ۱ دی ۱۳۸۸گفت و گوی محسن حکیم معانی درباره ی «از چهارده سالگی می ترسم»
از چهاردهسالگی میترسم سومین مجموعه داستان حسن محمودی است. محمودی در ۲ مجموعه قبلیاش (وقتی آهسته حرف میزنیم المیرا خواب است، ۱۳۷۷ و یکی از زنها دارد میمیرد، ۱۳۸۱) نشان داده بود نویسندهای است که دغدغههای خاصی دارد: ذهنیت شخصیتها برایش مهم است، تصاویر غریب و شگفت را میپسندد، از شیوههای ادبیات قدیم بهره میبرد، بدش نمیآید روایت را گاه دچار اخلال کند و از کلاغ هم خوشش میآید! از چهاردهسالگی میترسم حاوی ۸ داستان کوتاه است و درواقع باید آن را ادامه کارهای قبلی محمودی دانست با همان نگاهها (گاه پررنگتر و گاه کمرنگتر)./ نشر چشمه، ۱۳۸۸ /گفتوگویی که میخوانید درباره همین مجموعه داستان است که با او ترتیب داده شده است:
* در هر ۸ داستان مجموعه از ۱۴ سالگی میترسم اگر چه اتفاقات ممکن است در زمان ماضی رخ داده باشند، اما نویسنده اصرار دارد زمان فعلها را بهصورت حال بیاورد. این اتفاق چه دلیلی میتواند داشته باشد؟
- در اینباره باید برگردیم به حسوحال و فضایی که داستانها میخواهند به خواننده منتقل کنند. تمام تلاشم این بوده که لحظاتی که در گذشته وجود دارد، در زمان حال جاری و ساری باشد. فکر کردم اینطوری بهتر میتوانیم گذشته را در لحظه حال روایت کنیم.
* اکثراً این اتفاق میافتد که وقایع گذشته در حال تکرار میشوند یا معلوم نیست این واقعه متعلق به گذشته است یا حال.
مشاهده ادامه مطلب » از سلیمان نبی تا زیرزمین خانه ننهآقا
دعوت به خواندن «چرخ دنده ها»
ارسال شده توسط حسن محمودی | در فرهیختگان دوشنبه ۳۰ آذر ۱۳۸۸«روز ۱۸ خرداد سال ۱۳۸۰، سید محمد خاتمی برای دومین بار رییس جمهور ایران شد. این بار جمع آرای او حتا از دوره ی قبل هم بیشتر بود، و برای کسانی که ان روزها در ایران زندگی می کردند و تصوری از آینده نداشتند، این توهم پدید آمده بود که دوران خاتمی ابدی است، و اصلاحاتش در ایران برگشت ناپذیر» سطرهای نخست رمان «چرخ دنده ها» ی امیر احمدی آریان قرار نیست خط و ربط چندانی با ماجرای آقای صاد و آقای سین، مشاهده ادامه مطلب » دعوت به خواندن «چرخ دنده ها»
دوست داری خمیرات کنند یا بسوزی؟
ارسال شده توسط حسن محمودی | در ادبیات ایران, فرهیختگان یکشنبه ۲۹ آذر ۱۳۸۸علیرضا محمودی ایرانمهر: شاید احمقانه به نظر آید ولی برایم مهم است که «بریم خوشگذرونی» اولین کتابم را قرار است بسوزانند یا خمیر کنند. راستش خودم سوختن را به خمیرشدن ترجیح میدهم. حداقل دراماتیک است و البته این خیال هم هست که شاید کاغذهای کتاب نسوزند و سیاوشوار از دل آتش سالم بیرون بیایند. چون مشاهده ادامه مطلب » دوست داری خمیرات کنند یا بسوزی؟