پره سر به روایت الیکا هدایت
ارسال شده توسط حسن محمودی | در روزانه ها چهارشنبه ۳۰ تیر ۱۳۸۹اسم الیکا هدایت را پیش از این در بین خبرهایی دیده بودم که از حضور هنرمندان تجسمی ایرانی در جشنواره های خارجی می گفتند. اما دیشب الیکا هدایت با چهارمستندی که از برنامه آپارات پخش شد، نامی بود که خبر از ظهورهنرمندی با ایده های به شدت ناب می دهد. الیکا هدایت در مستند کوتاه «بازی های کودکانه» نگاهی نو در روایت اتفاقی به نام «آژیرخطر» دارد. اتفاقی که نسل ما در دهه ی شصت یکی از کابوس هایش بود و به نظرم هنوز که هنوز است در هیچ کدام ازداستان ها، فیلم ها و سریال های متعددمان نتوانسته ایم به اندازه ی مستند تجربی «بازی های کودکانه» به آن نزدیک نشده ایم. دونفر از کودکان دهه ی شصتی خیلی راحت از خاطره های روزهای بمباران حرف می زنند و فلیمساز آن ها را درقالب انیمیشن به نمایش می گذارد. الیکا هدایت اما برای من اوج خلاقیتش در مستند کوتاه « پره سر» است. پره سر روستایی است بین اسالم و رضوان شهر. خانمی پره سری، تعلقات و خاطرات نوستالژیکش را روایت می کند. کلمات ساده یی که در ذهن مخاطب بهشت برینی از پره سرمی سازد. درتمام این مدت دوربین برچهره خانم پره سری آرام حرکت می کند و ما هیچ تصویری از پره سر نمی بینم. رفتار فیلم ساز با موضوعی که دستمایه ی اثرش قرار داده است، پیشنهادی خلاقانه یی است که به گمانم بعد نیست برخی از دوستان که اصراردارند همچنان از آبادی شان و خاطرات نوستالژیکش بنویسند، آن را بارها و بارها تماشا کنند. همچنین برخورد خلاقانه ی الیکا هدایت درمستند «پرسش» قابل تامل است، اما من «پره سر» را بیشتر دوست داشتم و همچنین « بازی های کودکان».
آخرین دیدگاهها