یاداشت روزنامه جهان اقتصاد درباره از چهارده سالگی می ترسم
ارسال شده توسط حسن محمودی | در درباره ی آثار من دوشنبه ۲ آذر ۱۳۸۸احسان پویا: «از چهارده سالگی میترسم» روایت موهوم و پیچیدهای است که از درهم تنیده شدن افسانههای کهن با زندگی روزمره انسان عصر مدرن و امروزی به دست میآید. حسن محمودی در این مجموعهداستان بههمپیوسته* توانسته است به خوبی از فرمها و کهنالگوهای روایی داستان برای نقل مشکلات شخصیتهای امروزی استفاده کند و همچنین توانسته است با استفاده از نثر بسیار شیوا و پختهای که در این مجموعه به کار گرفته، فاصله مابین این دو مقطع زمانی را پر کند. هر چند که این نثر در موارد انگشتشماری یکدستی خودش را از دست میدهد اما همه توانایی نویسنده به نثرش ختم نمیشود. استفاده درست و بهجا از شیوه قدیمی داستان در داستان به نویسنده این اجازه را میدهد که در مقطع کوتاهی (از لحاظ کمی) داستان زندگی ننهآقا را بازگو کند. او در داستان «ناخنها و آواز» به وسیله این تکنیک (که بی شباهت با متد قصهگویی شهرزاد در هزار و یک شب نیست) در اندک زمانی زندگی پر پیچ و خم ننهآقا را از نظر مخاطب گذرانده و در نهایت اختصار به شرح فراز و نشیب آن میپردازد. از طرفی اعجاز نشانهها در داستان باری نویسنده دستآویزی میشود که از یک سو به ساخت زیبایی بصری در توصیفها میانجامد و از سوی دیگر به عمق بخشیدن به داستان و افزودن لایههای مختلف داستانی کمک میکند. مثلا داستان «قول و قرار» با این جلمه شروع میشود: «دوازده سال پیش وسط گنبدهای کاهگلی پشت بام خانه پدری با انیس دختر همسایه قول و قراری میگذاریم که بعدها به این راحتی نمیشود فراموشش کرد». در اینجا نویسنده با زیرکی طرح داستان خودش را در همان خط اول به زبان نمادین بیان میکند چرا که استفاده هوشمندانه از بعضی نمادها، خواننده باهوش را به فکر وا میدارد که رابطه بین قصه و نماد را کشف کند.
مسئله بعد ترکیب و اختلاط چند ژانر مختلف در قالب یک داستان است. اتفاقی که در «حکایت ماریا و مرد غریبه» میافتد. در اینجا یک قصه با طرح نه چندان پیچیده به سبک افسانهای بیان میشود. منظور از سبک افسانهای همان بازگو کردن مسئله اصلی داستان بعد از «یکی بود و یکی نبود» است. سام که دوست ندارد برای لقمهای نان بخور و نمیر کاسه چه کنم چه کنم پیش در و همسایه دست بگیرد، یک تور ماهیگیری میخرد و به دریا میرود. اما ترکیب این محتوای افسانهوار با فرم مدرن در غالب سورئالیسم و نگرش امروزی در خلق شخصیتها مرز داستان را از یک افسانه ساده فراتر میبرد و این امکان را به مخاطب امروز میدهد که فاصله نهچندان کم بین ظرف امروزی (از حیث شخصیت) و مظروف افسانهای را در ذهن خودش پر کند.
پینوشت:
*این مجموعه متشکل از هشت داستان است که در عین جدا بودن وابستگی خاصی از طریق کاراکترهایی با نامهای یکسان و یا المانهای تکرار شونده به هم مربوط هستند.
نقد خوبی بود. اما بی مقدمه شروع می شود و مدخل ندارد. نقد خیلی زود شروع شده و زود تمام شده.