دعوت به خواندن «چرخ دنده ها»
ارسال شده توسط حسن محمودی | در فرهیختگان دوشنبه ۳۰ آذر ۱۳۸۸«روز ۱۸ خرداد سال ۱۳۸۰، سید محمد خاتمی برای دومین بار رییس جمهور ایران شد. این بار جمع آرای او حتا از دوره ی قبل هم بیشتر بود، و برای کسانی که ان روزها در ایران زندگی می کردند و تصوری از آینده نداشتند، این توهم پدید آمده بود که دوران خاتمی ابدی است، و اصلاحاتش در ایران برگشت ناپذیر» سطرهای نخست رمان «چرخ دنده ها» ی امیر احمدی آریان قرار نیست خط و ربط چندانی با ماجرای آقای صاد و آقای سین، دو شخصیت این رمان داشته باشند، اما ایده یی برای طرح ملاقات آقای صاد با آقای سین است. سطرهای دیگری نیز هستند که در ادامه از اتفاقات دیگر در جهان در روز ۱۸ خرداد سال ۱۳۸۰ خبر می دهند. اما باز هم خط و ربطی با آقای سین و آقای صاد ندارند، فقط ذکر می شوند تا یادمان باشد ملاقات این دو در چه روزی اتفاق می افتد واین اتفاق در بستر رمان امیراحمدی آریان به مهمترین مسئله تبدیل می شود. مردی تصمیم به ترک خانواده اش می گیرد و به قصد پیداکردن شریک دیگری برای زندگی اش به احمقانه ترین شکل ممکن در خیابان های اهواز سرگردان می شود و در نهایت با قتلی که انجام می دهد، پایش به خیابان های تهران باز می شود و اتفاقات دیگری را رقم می زند. در این میان مرد دیگری هم هست که کارمند مفلوکی است و خیابان های تهران را گز می کند تا تقدیر یک باردیگر او را با آقای صاد روبه رو کند. «چرخ دنده ها»ی امیر احمدی آریان ربطی مفهمومی با جهان داستانی پل استر پیدا می کند واگر که «کتاب اوهام» استر را با ترجمه ی فوق العاده ی نویسنده ی «چرخ دنده ها» خوانده باشید، خط و ربط ماجرای ملاقات تصادفی آقای صاد و آقای سین را در یک تاکسی پیدا می کنید. نکته ی مهم درباره ی « چرخ دنده ها» به ملموس بودن آقای صاد و آقای سین و روایت های زندگی آن ها در روزگار خودمان است. «چرخ دنده ها» گرچه سطرهای آغازین آن، از ۱۸ خرداد ۱۳۸۰ می دهد، رمانی سیاسی نیست. رمان مملو از لحظات درخشانی است که در این مجال اندک تنها می توان خواندنش را توصیه کرد و بس. همین.
آخرین دیدگاهها