از چهارده سالگي مي ترسم

آدم و حوا |

وب نوشت حسن محمودی
خوراک RSS

روزهای خوب داستان

سه شنبه ۱۳ بهمن ۱۳۸۸

سرانجام، یخ جلسه‌های نقد کتاب در چند ماه آخر سال به مدد کتاب‌های قابل ‌تاملی که بالاخره مجوز انتشار گرفته‌اند، شکسته شده و می‌شود سرمست از این اتفاق بود که تقریبا هر روز هفته دلت بخواهد، بتوانی مخاطب یکی از این نشست‌ها باشی. جای دوری نمی‌خواهد برویم اصلا. همین هفته را می‌توان مثال زد که هر روزش جایی درباره کتابی تازه منتشرشده، جمعی در نقد آن حرف می‌زنند. در کنار این نشست‌ها به تدریج اما محفل‌های ادبی هم شکل می‌گیرند؛ محفل‌هایی که وقتی برقرار باشند، کتاب‌های تاییدگرفته از آنها، با اقبال مخاطب مواجه می‌شوند و این یعنی دلگرمی به رونق بازار کتاب. خوبی محفل‌ها و نشست‌ها این است که هرچه متنوع‌تر باشند، آسیب ماندن جمعی با سلایق محدود را می‌گیرد.

نشست‌ها و جلسات هرقدر که تکثر داشته باشند، به همان میزان رای‌های مختلفی را درباره یک اثر ارائه می‌دهند و مخاطب کتاب، قدرت بیشتری برای انتخاب دارد. اینگونه است که دیگر در نبود نشست‌ها و جلسات نقد و بررسی، حرف زدن درباره کتاب‌های تازه منتشر شده، در اختیار جمع محدودی قرار نمی‌گیرد، حلقه‌ای که تنها عقاید خودشان را «لینک» می‌کنند. مشخصا از اصطلاح لینک استفاده کردم تا از سر تعمد اشاره‌ای کرده باشم به آسیبی که فضای مجازی در این سال‌ها در کم‌رونقی محافل و نشست‌های ادبی، بر سر آثار تازه منتشرشده آوردند. آسیبی که از یک متن احساسی در باب شاهکار بودن و پدیده شدن یک کتاب و سکوت درباره آثار دیگر نصیب داستان‌نویسی ما شد. مشخصا از «کافه پیانو» مثال می‌آورم. حالا اما خوشحال باید باشیم که نشست‌های ادبی به مدد کتاب‌های خوب منتشرشده، تعدادشان دوباره زیاد می‌شود و جریان‌های مختلف ادبی، امکان حرف زدن درباره آثار مورد تاییدشان را پیدا می‌کنند. قرار بود بهانه این یاداشت نوشتن درباره جلسه نقدی درباب «ابر صورتی» نوشته علی رضا محمودی‌ایرانمهر در سری نشست‌های کافه چشمه در فرهنگسرای شفق با همکاری نشر چشمه باشد. نشستی که برخلاف تصور حاضران که کم هم نبودند، دو منتقد جلسه، شهریار وقفی‌پور و امیرحسین خورشیدفر با صراحت، انتقادهای خود را متوجه داستان‌های مجموعه مدنظر کردند. اما نکته جالب این بود که دوستداران کتاب که برای تایید گرفتن درباره کتاب آمده بودند، وقتی دو منتقد جلسه، از ضعف‌های کار به‌زعم خود گفتند و معترضان مواضعی به‌شدت رادیکال نسبت به آرای ارائه شده گرفتند و آنها را محکوم به نقد غیرعلمی و سلیقه‌ای کردند، به ناگهان بغض‌شان شکست. اتفاقی که بی‌شک محصول فضای تک‌صدایی ادبیات در این سال‌ها است. نگارنده در انتهای همین جلسه توجه مولف محترم مجموعه مورد علاقه‌ام را به این نکته جلب کردم که قدر انتقاد و تحلیل را حتی اگر برخلاف تصور و آگاهی‌ات باشد، بدان. امید که همچنان جلساتی چنین پابرجا باشد که صدالبته باید به متولیان فرهنگی کشور یادآوری کرد که این فضای پرنشاط ادبی، از محدودیت ناشی نمی‌شود که منوط به صدور مجوز همراه با سعه صدر و به دور از سلیقه‌های فردی و جناحی است.

(چاپ شده در فرهیختگان)

Print Print

۲ دیدگاه »

رها:

سلام
تا بوده همین بوده …
جاری باشید

۱۸ بهمن ۱۳۸۸ | ۱۰:۲۱ ق.ظ
رها:

ببخشید ادرس وبلاگ را اشتباه زدم ….
جاری باشید

۱۸ بهمن ۱۳۸۸ | ۱۰:۲۲ ق.ظ
نوشتن دیدگاه

طراحی شده توسط BPL و PRT. آماده شده برای وردپرس فارسی توسط پی‌سی دیزاین.