این روزها
[cincopa 10511130]
این روزها… رمان تاری خانه را گذاشتم کنار تا کمی دیگر مجال ته نشین شدن آن چه می خواهم بنویسمش را بخودم داده باشم…دارم داستان کوتاه دخترها و غریبه ها را می نویسم…بیشتر از آن که فکر می کردم طول کشیده…بنا هست که چند تایی داستان کوتاه بنویسم و بعد بروم دوباره سراغ تاری خانه…
کتاب خواندن اما…هیچ لذت بهتری سراغ ندارم…کار گل کلیما که دارم می خوانمش تاکید بیشتری روی این حرف است…احساس می کنم تازگی ها روند چاپ داستان های خوب ایرانی متوقف شده…احتمالا دوستان اداره ی کتاب با وسواس بیشتری کتاب ها را بررسی می کنند…
آخرین دیدگاهها