چرا ۲۰ تا ۳۰ سالگی مهم است؟

نویسنده : مدیریت
۲۵ شهریور ۹۵

ما در ۲۰ سالگی و بیست و چند سالگی گمان می کنیم که شغل بعدا سر می رسد، ازدواج بعدا اتفاق می افتد، بچه ها بعدا به دنیا می آیند و حتی مرگ بعدا به سراغمان می آید؛ پس چه اشکالی دارد اگر این دوره از زندگی مان هدر رود؟

چرا 20 تا 30 سالگی مهم است؟

دوره ای که هر بزرگ سالی برای رسیدن به آن ، بی شک آن را تجربه و سپری کرده است و احتمالا هر کودکی هم روزی آن را تجربه خواهد کرد . در شرایطی که بخش مهمی از تصمیم گیری ها و تجربه های ما تا ۳۵ سالگی اتفاق می افتند ، ده سال نخست یک شغل ، تاثیر چشمگیری بر میزان درآمد ما دارد ، بسیاری از ما تا سی سالگی از ما تا سی سالگی کاری را شروع می کنیم ، ازدواج می کنیم یا با شریک آینده زندگی خود آشنا می شویم ، دومین و آخرین جهش رشدی مغز در دهه ۲۰ عمر ما تمام می شود و بیشترین تغییر شخصیت در قیاس با هر زمان دیگری در زندگی طی دهه ۲۰ سالگی اتفاق می افتد . با این اوصاف جای شگفتی بسیار است که چرا ۲۰ تا۳۰ سالگی را جدی نمی گیریم !

این دست کم گرفتن از دو دوجه رخ می دهد :

از یک سو ۲۰ تا ۳۰ ساله هایی هستند که فکر می کنند هنوز هنوز وقت زیادی دارند تا کاری در زندگی کنند و هنوز هیچ چیز آن قدر جدی نیست که وقت خود را برای آن صرف کنند ، پس دم را غنیمت شمردن ، غایت زندگی شان می شود ؛ چراکه معتقدند: (( چو فردا شود ، فکر فردا کنیم )) و از سوی دیگر بزرگ سالانی هستند که ۲۰ تا ۳۰ ساله ها را جدی نمی گیرند و گاه تحقیرشان می کنند که آن قدر بزرگ نیستند تا بچه به حساب نیایند ، چراکه هنوز ۱۰ سال دیگر برای شروع زندگی خود وقت دارند .

و البته که دقیقا همین اتفاق می افتد ؛ یعنی این ده به اصطلاح ، مفت مفت می گذرد و در نهایت با انبوهی از ۳۰ ساله هایی مواجه می شویم که هنوز آماده ورود به جهان واقعی زندگی و کار نیستند و چه بسا بدون حمایت و پول توجیبی پدر و تیمارداری مادر ، ظرف چند روی تلف می شوند .

۳۰ ساله هایی که بسیاری از آن ها واجد بسیاری از مهارت ها نیستند ؛ نه خلاقند ، نه هدف دارند ، نه نحوه صحبت کردن و برقراری ارتباط را می دانند ، نه مدیریت زمان و مدیریت استرس را یاد گرفته اند ، نه درکی از کارگروهی دارند ، نه می دانند چطور حساب و کتاب زندگی شان را نگه دارند و…

۳۰ ساله هایی که هیچ بینشی نسبت به زندگی امروز و فردای خود ندارند و این چنین است که در آستانه یا حوالی ۳۰ سالگی ، قرار است همه اتفاق های مهم زندگی رخ دهند ؛ فارغ التحصیلی با بالاترین مدرک ، رفتن به سربازی ، پیداکردن شغلی ((نون و آب دار)) یا جورکردن آب باریکه ای برای گذران عمر ، انتخاب محل زندگی ، ازدواج ، بچه دارشدن و… که انجام همه این کارها به یک باره در دهه سوم زندگی ،بسیار دشوار و سرشار از استرس است .))

 

در چنین موقعیتی است که مگ جی در سخنرانی خود به سه نکته کلیدی اشاره می کند که هر بیست و چندساله ای ، سزاوار شنیدن آن است :

 

۱.کمی سرمایه هویتی برای خود دست و پا کنید

((سرمایه هویتی))در نگاه نخست به نظر کمی عجیب و غریب و ترسناک است ؛ اما اگر قرار باشد سنگ بزرگ بر نداریم و در پی معجزه نباشیم ، ایجاد ((سرمایه هویتی )) کار دشواری نیست . کارهایی را انجام دهید که برای فردایتان سرمایه گذاری محسوب شود .

امام برای رسیدن به این سرمایه هویتی چه باید کرد ؟ شاید این مثال ها کمی راهگشا باشند :

شرکت در دوره های آموزشی مهارتی

کارآموزی / کاردانشجویی

انجام فعالیت های دانشجویی ؛ مثل فعالیت در انجمن های علمی یا صنفی دانشجویی

انجام فعالیت های غیرانتفاعی ، مثل همکاری با محک یا انجمن حمایت از کودکان کار یا آسایشگاه خیریه کهریزک

وبلاگ نویسی درباره موضوعات مورد علاقه تان که احتمالاً در آینده قرار است در آن زمینه شناخته شوید .

کسب تجربه های جدید در زندگی ، هرقدر هم کوچک باشد.

سفرکردن و طبیعت گردی

زبان آموزی

پیداکردن دوستان خوب بسیار و معاشرت با آدم هایی که با ما متفاوتند .

کتاب خواندن

دیدن فیلم های خوب و شنیدن موسیقی خوب تر.

تجربه فروشندگی ، مثلاً در یک فروشگاه یا فروش بیمه .

یادگرفتن مهارت هایی مثل نجاری ، تعمیر خودرو ، خیاطی و…

تمرین زندگی در شرایط سخت ، مثلاً چند نفر از ما می توانیم وقتی در بیابانی بی آب و علف گیر کرده ایم ، برای چند روز زنده بمانیم ؟ یا چند نفر از ما می توانیم با دست خالی و بدون امکانات آتشی در شرایطی که درمیانه زمستان در سرمای جاده ماشینمان خراب شده است ، دست و پا کنیم ؟

راه اندازی یک پروزه شخصی مثل یک وب سایت آموزش آشپزی یا نوشتن مجموعه داستان های کوتاه ۱۰۰ کلمه ای

به ویژه کار در سازمان های بزرگ ، حتی اگر برای شروع ، پ.ل زیادی به شما نمی دهند .

۲.دوستان دوستان دوستانتان را جدی بگیرید

خودتان را به همان چند دوست صمیمی اطرافتان محدود نکنید .درجست و جوی دوستان جدید باشید و روابط ضعیف را جدی بگیرید ؛ یعنی روابطی که هنوز آن قدرها هم که باید صمیمی در آن ها وجود ندارد . اما واقعیت این است که بسیاری از دوستان صمیمی و همکاران و شرکای کاری شما در آینده در میان همین دوستان دور قرار دارند .

به ویژه که بسیاری از شغل های جدید و البته خوب ((هرگز آگهی نمی شوند)) و در چنین شرایطی آنچه اهمیت دارد ، سرمایه گذاری هویتی شما بر روی خودتان است . سعی کنید دیده شوید و موثرترین راه برای دیده شدن این است . سعی کنید دیده شوید و موثرترین راه برای دیده شدن این است که دوستانتان شمارا به دیگران توصیه کنند .

۳.خانواده و دوستان آینده خود را انتخاب کنید

این سخن بیراه نیست که به من بگو دوستان تو کیستند تا بگویم خودت کیستی .

دوستان و البته همسر آینده شما ، شما را آن کسی می کند که خواهید شد ، پس از همین حالا و از همان ۲۰ سالگی باید شروع به انتخاب آگاهانه دوستان و خانواده آینده خود کنید . عادت ها ، تفریحات ، جهان بینی شما در زندگی ، میزان درآمدتان ، ویژگی های شخصیتی شما و آنچه در انتظارتان خواهد بود . کمابیش برآیندی از همن دوستان و خانواده آینده شماست و چه چیز می تواند مهم تر از سرمایه گذاری برروی خودتان و آبنده تان باشد؟ برای شروع همین حرف ها را با یکی از ۲۰ تا ۳۰ ساله های اطرافتان در میان بگذارید.

احساس شما نسبت به
این مطلب چیست؟
برچسب ها:
نظرات شما ارسال نظر
  1. Rayann
    3 2

    In awe of that anwers! Really cool!

نظرات شما
ارسال

Time limit is exhausted. Please reload the CAPTCHA.